دست نوشته های ساکت تو هم ... تو هم بزرگ می شوی، بدون دست و پا زدنتو هم به قله می رسی، فراتر از خیال منتو هم به خواب می روی، میان شوق ایده هاتو هم تلاش می کنی، سحر برای پا شدنتو هم کنایه می زنی به چرخ سرخوش فلکتو هم درخت می شوی میان بوته و چمنتو هم کشانده می شوی برای کشف تازه هاتو هم ز آشیانه می پری برای بال و پر زدنتو هم ستاره می شوی میان آسمان شبتو هم بهانه می شوی برای قلب یک بدنشبی «سوال» محکمی به عمق سینه می رودو در تو رخنه می کند خیال سر بر آن زدنتو هم به جستجوی خود میان عکس کود
برچسب:
نویسنده: محمد شمس
من به آن چشم به آن دست که در زیر تلی خاکستر در پی ساقه کم جان گیاه ریشه را می جوید… من به آن چشم به آن دست که با عشق و امید در دل ریشهی بیجان و کبود قطره را میجوید… من به آن چشم به آن دست که در لحظهی مرگ در تن قطرهی جا مانده به خاک عطر را میجوید… آنکه در دود و غبار در میان مِه سنگین غروب عطر را مییابد… عطر را میبوید… من به آن دلگرمم. من به آن قلب به آن باور پاک به دو زانوی خراشیده ز سنگ که پر از درد، ز شکوایه رهاست من به آن دلگرمم.
برچسب:
نویسنده: محمد شمس
مدت زیادی است که دست از نوشتن کشیده ام...
برچسب:
نویسنده: محمد شمس
برچسب:
نویسنده: محمد شمس
برچسب:
نویسنده: محمد شمس
من از ”تو” می نویسم و این کیمیا کم است
برچسب:
نویسنده: محمد شمس
برچسب: آبانی,
نویسنده: محمد شمس
برچسب:
نویسنده: محمد شمس
برچسب:
نویسنده: محمد شمس
برچسب: دوربین دید در تاریکی مطلق,عینک دید در تاریکی مطلق,تاریکی مطلق در دی ماه,فرو رفتن زمین در تاریکی مطلق,عکاسی در تاریکی مطلق,زمین در تاریکی مطلق,دید در تاریکی مطلق,خوابیدن در تاریکی مطلق,خواب در تاریکی مطلق,جهان در تاریکی مطلق,
نویسنده: محمد شمس
برای یادگاری ها کسی انبار می سازد
برای یاد لبخندت که بی اندازه زیبا بود
میان خواب و بیداری، کسی افکار می سازد
به روی صورتم دستی نقاب تازه می بندد
دلم بی وقفه می گرید، لبم بی وقفه می خندد
درون سینه الهامی طنین انداز می گوید
شبی... جایی... کسی... شاید، به دوشم بال می بندد
برچسب:
نویسنده: محمد شمس
برچسب:
نویسنده: محمد شمس
برچسب: بنده عشقم واز هردو جهان آزادم,بنده عشق,بنده عشقم واز هر دو جهان,بنده عشقم,بنده عشقم و,بنده عشق بهرام حصیری,عشق بنده به خدا,بنده ی عشقم,
نویسنده: محمد شمس
برچسب:
نویسنده: محمد شمس
برچسب: ما سه نفر,ما سه نفر را کجا میبرید,ما سه نفر رو کجا میبرید,ما سه نفر بودیم,ما سه نفر رمان,ما سه نفر هستیم,ما سه نفریم,ما سه نفر بوديم,ما سه نفر هلیا,ما سه نفری,
نویسنده: محمد شمس